بیایید کور باشیم .
بیایید نبینیم این همه ظلم را
بیایید کر باشیم
بیایید نشنویم صدای کمک خواهی مسلمین را
بیایید لال شویم
و هیچوقت سخن حق را نگوییم
(گویی که هیچ وقت چیزی درباره اش نشنیده ایم )
بیایید روشنفکرانه و خون سرد عمل کنیم
... و با آرامش
و هیچ وقت صدایمان را بالا تر از صدای بیداد ظالم نبریم .
بیایید فلج شویم ...
و هیچ اقدامی برای بهبودی هیچ چیز نکنیم.
بیایید همه با هم فرافکنی کنیم ...
و تا ابد هیچ کداممان اصلاح را از خودمان شروع نکنیم
بیایید چشمانمان را ببندیم و احساس امنیت کنیم
و به روی خودمان نیاوریم که اسرائیل در کمین ماست
و اگر گفت کسی ...
در جوابش به صراحت
بگوییم : « جداً ؟ »
بیایید دیوانه شویم ...
و فراموش کنیم خون این همه آرزوهای پرپر شده را
این همه عقل محض را
این همه ای را
که هر کدام در جوانی ... پیر عرفان
بودند ...
- و رفتند -
بیایید فراموش کنیم که برای اهدافمان ... چه ها که نکشیدیم
و چه ها که از دست ندادیم
بیایید خیال کنیم که تمام ایها خیال کابوس ناکی بیش نبوده .
بیایید تعطیل باشیم - کما فی السابق –
و بیایید به اعتراض بر این بیت که
« لال شوم ، کور شوم ، کر شوم /
لیک محال است که من خر شوم »
بلا نسبت جان شریفمان
همگی با هم خر شویم .
بیایید نفهمیم وظیفه مان چیست .
بیایید کور شویم و کر .
و نبینیم خون گریه ها و ضجه های آقا را
که شاید تنهاترین امام ماست
و تنها امام ماست .
و ندانیم که بقیه ی امامانمان را
همت پست کسانی مثل ما کشت .
