سلام . البته اين سلام به اين منظور نيست كه دوباره برگشته ام و
اومده م سراغ اينترنت بازي . (من هنوز يه پيشي ام همراه با هزار
تا خود در گيري ) فقط امده م كه بنويسم تا جاي خاليبعضي ها رو
كمتر حس كنم .
يه دوستي داشتم كه مي گفت وبلاگ جاي نوشتن هر چيزي نيست بلكه براي
نوشتن خاطرات روزانه ست ( البته با كلي شرح و بست و تاريخچه ي پديد
اومدن وبلاگ اين حرفو بهم زد ) خلاصه ... ما هم چيزي جز خاطرات
روزانه چيزي نمي تويسيم فوقش با يه كم توفيركه مثلا بيشتر ، خاطرات
شبانه مونو مي نويسيم . يا با يه كم پس و پيش تر از روزانه يعني يه چي تو
مايه هاي يكي دو سال اخير .
سرتونو درد نيارم ... از وقتي با هم آشنا شديم خيلي اذيتت كردم .
مي دونم خيلي مراعاتم رو كردي ولي من هم خيلي كم پيش اومده كه براي
كسي لفظ ‹‹ دوستت دارم ›› رو به كار ببرم ( چون معمولا من كسي رو
توي زندگيم دوست نداشتم) كه البته اين كار رو براي تو انجام دادم و حالا
هم كه .... هنوز هم خيلي دوستت دارم . . نمي دونم ...شايد تو هم مثل من
توانايي ابراز احساسات نداري اما اگر از من متنفر هم كه باشي ولي باز من
تو رو دوستت دارم ..
بهم نگو كه جاي اينها توي وبلاگ نيست . خاطرات روزانه ي من به غير از
اينها نيست . منظورم اينه كه هنوز هم روز و شب من ياد و خاطر توست .
و هنوز هم يكي از محكم ترين پايه هاي زندگي من تويي .
لطفا به خودتون نگيريد و خيال باطل ورتون نداره . منظورم شماها نبوديد كه تا بنا گوش نيشتون باز شده . اينا رو فقط براي آيدين نوشتم.